خانه مقالات تأخیر در پذیرش هوش مصنوعی، شرکت‌ها را در حالی که رقبا پیشرفت می‌کنند، زمین‌گیر می‌کند

تأخیر در پذیرش هوش مصنوعی، شرکت‌ها را در حالی که رقبا به سرعت در حال پیشروی هستند، زمین‌گیر می‌کند.

کمتر فناوری در تاریخ معاصر، تأثیری چنین سریع و گسترده مانند هوش مصنوعی داشته است. تنها در عرض چند سال، هوش مصنوعی از یک آزمایش آزمایشگاهی به عنصری محوری در عملیات تجاری، زنجیره‌های تولید و فرآیندهای تصمیم‌گیری تبدیل شده است. اما در حالی که برخی از شرکت‌ها از قبل آن را به عنوان بخش اساسی استراتژی خود در نظر می‌گیرند، برخی دیگر هنوز آن را از دور مشاهده می‌کنند و خطرات و مزایا را می‌سنجند. این تفاوت در نگرش‌ها، شکاف رقابتی خاموش اما عمیقی ایجاد می‌کند، خندقی که می‌تواند آینده اختلافات شرکت‌ها را تعریف کند.

در داخل شرکت، مایکروسافت گزارش می‌دهد که بیش از ۸۵٪ از شرکت‌های فهرست فورچون ۵۰۰ در حال حاضر از هوش مصنوعی این شرکت استفاده می‌کنند و تقریباً ۷۰٪ از آنها مایکروسافت ۳۶۵ کوپایلوت را در گردش‌های کاری خود ادغام می‌کنند و این فناوری را مستقیماً در عملیات استراتژیک خود به کار می‌گیرند. در تکمیل این چشم‌انداز، تحقیقات جهانی IDC با عنوان «فرصت تجاری هوش مصنوعی» نشان داد که استفاده از هوش مصنوعی مولد از ۵۵٪ در سال ۲۰۲۳ به ۷۵٪ در سال ۲۰۲۴ افزایش یافته است و پیش‌بینی می‌کند که هزینه‌های جهانی هوش مصنوعی تا سال ۲۰۲۸ به ۶۳۲ میلیارد دلار برسد. این ارقام نشان می‌دهد که پذیرش زودهنگام هوش مصنوعی به یک عامل حیاتی در رقابت‌پذیری تبدیل شده است و شرکت‌هایی را که تحول دیجیتال را رهبری می‌کنند از شرکت‌هایی که هنوز از حاشیه نظاره‌گر هستند، متمایز می‌کند.

تغییر واقعی ایجاد شده توسط هوش مصنوعی نه تنها در خودکارسازی وظایف یا کاهش هزینه‌ها، بلکه در تغییر منطق خلق ارزش نهفته است. با ادغام زودهنگام، فناوری دیگر به عنوان یک ابزار دیده نمی‌شود و به محرکی برای تحول ساختاری تبدیل می‌شود. در شرکت‌هایی که از قبل آن را در گردش کار خود ادغام می‌کنند، هر ارائه محصول یا خدمات نیز به یک چرخه یادگیری تبدیل می‌شود که در آن داده‌ها مدل‌ها را تغذیه می‌کنند، فرآیندها را بهبود می‌بخشند و تحویل‌های جدید، کارآمدتر و قاطعانه‌تری ایجاد می‌کنند. این یک مکانیسم شتاب‌دهی مرکب است که در آن زمان دیگر صرفاً یک منبع نیست و به یک عامل افزایش‌دهنده مزیت تبدیل می‌شود.

این پویایی نوعی مانع رقابتی ایجاد می‌کند که نه مبتنی بر حق ثبت اختراع، زیرساخت یا سرمایه، بلکه مبتنی بر دانش انباشته شده در سیستم‌های هوشمند است. مدل‌های آموزش دیده با داده‌های اختصاصی، فرآیندهای داخلی بهینه شده و تیم‌هایی که برای فعالیت در همزیستی با الگوریتم‌ها سازگار شده‌اند، به دارایی‌هایی تبدیل می‌شوند که تکرار سریع آنها غیرممکن است. حتی اگر رقیبی بودجه بیشتری داشته باشد، نمی‌تواند به سادگی زمان یادگیری و بلوغ عملیاتی کسانی را که ابتدا شروع کرده‌اند، بخرد.

با این حال، اکثر سازمان‌ها هنوز در حالت انتظار محتاطانه گیر افتاده‌اند. کمیته‌های ارزیابی، نگرانی‌های حقوقی، عدم قطعیت‌های فنی و اختلافات داخلی بر سر اولویت‌ها به موانع خودساخته برای پذیرش تبدیل می‌شوند. اگرچه این نگرانی‌ها مشروع هستند، اما اغلب این فلج را پنهان می‌کنند که در حالی که منتظر لحظه ایده‌آل هستند، شرکت‌های چابک‌تر در حال جمع‌آوری تجربه، داده و یک فرهنگ عملیاتی مبتنی بر هوش مصنوعی هستند. با توجه به این موضوع، تردید به معنای رکود نیست؛ بلکه به معنای پسرفت است.

تأثیر این پذیرش به عنوان یک منطق جدید مقیاس در حال ظهور است که در آن شرکت‌های کوچک با تیم‌های کوچک‌تر می‌توانند تأثیری نامتناسب با اندازه خود ایجاد کنند. با ادغام هوش مصنوعی در فرآیندها، می‌توان چندین فرضیه را به طور همزمان آزمایش کرد، نسخه‌های محصول را در چرخه‌های شتاب‌یافته عرضه کرد و به رفتار بازار در زمان واقعی واکنش نشان داد. این ظرفیت برای سازگاری مداوم، ساختارهای سنتی شرکت‌ها را که هنوز به چرخه‌های طولانی تأیید و اجرا متکی هستند، به چالش می‌کشد.

در عین حال، پذیرش زودهنگام به ایجاد یک اکوسیستم نوآوری داخلی کمک می‌کند. تیم‌ها در تعامل مداوم با سیستم‌های هوشمند شروع به کار می‌کنند و فرهنگی از بهبود و آزمایش مداوم را توسعه می‌دهند. ارزش نه تنها از خود فناوری، بلکه از طرز فکری که آن را پرورش می‌دهد، با تصمیم‌گیری سریع، اعتبارسنجی ایده در مقیاس بزرگ و کاهش شکاف بین مفهوم و تحویل، ناشی می‌شود. شرکت‌هایی که این مدل را درونی می‌کنند، با چابکی عمل می‌کنند که حتی زمانی که منابع بیشتری دارند، با ساختارهای کندتر قابل مقایسه نیست.

این سناریو یک سوال استراتژیک اجتناب‌ناپذیر را مطرح می‌کند: مزیت رقابتی در قرن بیست و یکم توسط کسی حاصل می‌شود که بتواند منحنی یادگیری را زودتر تسریع کند. معضل دیگر «اگر» یا «چه زمانی» هوش مصنوعی را به کار بگیریم نیست، بلکه «چگونه» و «با چه سرعتی» است. تصمیم‌گیری با تأخیر می‌تواند به معنای از دست دادن ارتباط در بازارهایی باشد که در آن‌ها تمایز به طور فزاینده‌ای بر داده‌ها، الگوریتم‌ها و سرعت سازگاری بنا می‌شود.

تاریخ شرکت‌ها مملو از نمونه‌هایی از رهبرانی است که با دست کم گرفتن نوآوری‌های نوظهور، عرصه را از دست داده‌اند. در مورد هوش مصنوعی، این خطر حتی برجسته‌تر است: این فناوری نیست که بتوان آن را با تأخیر و بدون از دست دادن رقابت به کار گرفت. « خندق » نامرئی در حال حاضر حفر شده و با گذشت هر روز، عمیق‌تر می‌شود، زیرا شرکت‌ها همچنان در تحلیل گیر کرده‌اند، در حالی که دیگران، با جسارت بیشتر، در حال تبدیل این پیش‌بینی به تسلط بر بازار هستند.

فابیو سیکساس
فابیو سیکساس
فابیو سیکساس با بیش از 30 سال تجربه در فناوری و تجارت دیجیتال، کارآفرین، مربی و متخصص توسعه نرم‌افزار است. فابیو، بنیانگذار و مدیرعامل Softo، یک شرکت نرم‌افزاری که مفهوم DevTeam as a Service را معرفی کرد، هشت شرکت اینترنتی را ایجاد و مدیریت کرده و بیش از 20 شرکت دیگر را راهنمایی کرده است. حرفه او شامل تخصص در مدل‌های کسب‌وکار دیجیتال، هک رشد، زیرساخت ابری، بازاریابی و تبلیغات آنلاین است.
مقالات مرتبط

ارسال پاسخ

لطفا نظر خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

اخیر

محبوب‌ترین‌ها

[elfsight_cookie_consent id="1"]