مفهوم هوش مصنوعی (AI) چیز جدیدی نیست. تقریباً ۷۰ سال از ابداع این اصطلاح میگذرد، هوش مصنوعی مراحلی از شور و شوق زیاد را پشت سر گذاشته و به دنبال آن دورههایی از ناامیدی، مانند "زمستان هوش مصنوعی" معروف بین دهههای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰، را تجربه کرده است. با این حال، انقلاب واقعی هوش مصنوعی در ۱۵ سال گذشته رخ داده است. بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰، هوش مصنوعی نه تنها تواناییهای انسانی را تکرار کرد، بلکه در زمینههایی مانند تشخیص تصویر و پردازش زبان طبیعی از آنها پیشی گرفت. این امر ناشی از افزایش نمایی قدرت محاسبات و تکامل الگوریتمها بود.
در این دوره، بازاریابی با ظهور بازاریابی نسل چهارم، مفهومی که توسط فیلیپ کاتلر ابداع شد، شروع به تغییر کرد. او گذار از بازاریابی سنتی به دیجیتال را برجسته کرد و بر اتصال، تعامل و نقش رو به رشد جوامع تمرکز داشت و هوش مصنوعی نقش مهمی در این فرآیند ایفا کرد.
امروزه، با بازاریابی نسل ۵.۰، ما وارد دوران جدیدی میشویم که در آن هوش مصنوعی، اتوماسیون و تجزیه و تحلیل دادههای عظیم نه تنها فرآیندها را دیجیتالی میکنند، بلکه تجربیات شخصیسازی شده و عمیقی را برای مصرفکنندگان ایجاد میکنند.
تا سال ۲۰۲۴، هوش مصنوعی فراتر از اتوماسیون عملیاتی خواهد رفت؛ این فناوری نحوه تصمیمگیریهای استراتژیک، پیشبینی روندها و شخصیسازی تجربیات شرکتها را متحول خواهد کرد. تکامل فناوریها، از دستورالعملهای گرفته تا APIهای پیچیده، به هوش مصنوعی اجازه داده است تا در زمینههای تجاری بهطور فزایندهای خاص و تأثیرگذار به کار گرفته شود. این فقط مربوط به کارایی نیست، بلکه مربوط به ارائه حس انحصار به مصرفکنندگان نیز میشود.
طبق یک مطالعه مککینزی، شرکتهایی که به صورت استراتژیک در هوش مصنوعی سرمایهگذاری میکنند، نه تنها فرآیندها را خودکار میکنند، بلکه جریانهای درآمدی جدید و مزایای رقابتی ایجاد میکنند. یکی از بزرگترین تأثیرات هوش مصنوعی بر بازاریابی، ترکیب آن با بازاریابی عصبی است، حوزهای که به بررسی چگونگی واکنش مغز انسان به محرکهای عاطفی میپردازد. با شخصیسازی پویای تجربه مشتری در زمان واقعی، هوش مصنوعی میتواند نواحی مغزی مرتبط با پاداش و رضایت را فعال کند و پیوند عمیقتری ایجاد کند و وفاداری مشتری را افزایش دهد.
این قابلیت شخصیسازی بسیار مهم است، به خصوص در زمانی که طبق گزارش RD Station در سال ۲۰۲۴، ۷۵ درصد از شرکتها به اهداف بازاریابی خود نرسیدهاند و ۷۴ درصد نیز در رسیدن به اهداف فروش خود شکست خوردهاند. در این سناریو، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری ضروری در تلاش برای معکوس کردن این روند، به برندها کمک میکند تا کمپینهای خود را با رفتار و ترجیحات فردی مصرفکنندگان هماهنگ کنند.
دادههای شاخص روندهای مصرفکننده جهانی ۲۰۲۴ ماریگولد نشان میدهد که نسلهای مختلف واکنش متفاوتی به شخصیسازی نشان میدهند:
- نسل Z (18 تا 26 سال): 64٪ احتمال بیشتری دارد که با پیامهای همسو با هدف برند تعامل داشته باشند. آنها به دنبال اصالت هستند و جذب محتوای انحصاری و جوامع برند میشوند. با این حال، 51٪ از شخصیسازی بیش از حد خودکار و نامربوط ناامید میشوند.
- نسل هزاره (۲۷ تا ۴۲ سال): ۶۶٪ برای هدف برند ارزش قائلند اما بیشتر درگیر برنامههای وفاداری هستند. ۴۲٪ وقتی ارتباطات به درستی مطابق با انتظاراتشان شخصیسازی نمیشود، احساس نارضایتی میکنند.
- نسل X (۴۳ تا ۵۸ سال): بر راحتی و کیفیت تمرکز دارند و ۵۹٪ آنها هنگام خرید، این جنبهها را در اولویت قرار میدهند. آنها در حالی که نسبت به حریم خصوصی دادهها محتاط هستند، از تعاملات خودکار که تهاجمی یا غیرضروری به نظر میرسند نیز ناراضی هستند.
- نسل بومر (۵۹+ سال): ۴۶٪ به برندهایی که با آنها ارتباط طولانی مدت دارند وفادار هستند و حاضرند برای آن رابطه هزینه بیشتری بپردازند. با این حال، این نسل همچنین تحمل شخصیسازیهایی را که ارزش واقعی اضافه نمیکنند، ندارد.
این دادهها نشان میدهد که شخصیسازی چیزی بیش از یک روند است؛ این یک ضرورت برای برندهایی است که به دنبال ایجاد ارتباطات واقعی با مخاطبان متنوع هستند. هر نسل انتظارات منحصر به فردی دارد و هوش مصنوعی به شرکتها اجازه میدهد تا استراتژیهای خود را برای ایجاد تأثیر عمیقتر و مرتبطتر تنظیم کنند.
در حالی که مزایای استفاده از هوش مصنوعی در بازاریابی واضح است، با افزایش استفاده از هوش مصنوعی در تعاملات خودکار، چالش اشباع ایجاد میشود. این خطر وجود دارد که با وجود پیامهای شخصیسازیشدهی بسیار زیاد، اصالت و ارتباط از بین برود. برای جلوگیری از این امر، یافتن تعادل بین مقیاسپذیری و شخصیسازی واقعی بسیار مهم خواهد بود.
برندهایی که بتوانند این پیچیدگی را مدیریت کنند، پیشرو خواهند بود و تعاملات معنادار را تضمین کرده و اعتماد مصرفکننده را در چشماندازی که به طور فزایندهای رقابتی و غنی از محتوا است، حفظ خواهند کرد. بنابراین، هوش مصنوعی در قلب این تحول قرار دارد و نه تنها کارایی، بلکه توانایی ایجاد تجربیات منحصر به فرد و به یاد ماندنی را برای هر مصرفکننده، در هر مرحله از سفرشان، ارائه میدهد.